خورشید خانوم
از همه چیز باید ترسید ..! از دوستی از سکوت از هیاهو از تو... خانومها ! لطفاً ساکت ! دیگر دست نزنید ! امروز هم فرزند قانون دوباره پسر بود.! فریادم زدی شنیدم فریادت زدم شنیدی و این شد آغاز ما. عجیب است ! آسمان را می شناسم زمین را می شناسم اما.... تو را نمی شناسم..! آقای گفتگوی تمدنها ! آقای انرژی هسته ای ! لطفا دست از جماعت بیچاره وبیخبر از دنیا بردارید .. راستی..؟ آیا تا به حال در یک کشورحاشیه ای در یک هتل هندی اشتبا هاً صبحانه کشک وماست خورده اید؟!
| Design By : Night Skin |


