تبليغاتX
خورشید خانوم


خورشید خانوم





















گاهي

 تصوير ساده ي خود را گم مي کنم

جستجو مي کنم

جستجو

جستجو

و از ميان بطالت ورقها

من کودکانه ترين شعر را

براي خويش مي خوانم.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 17:59 توسط مرجان| |

 می بینی ..!!

هفتاد میلیون انسان

چندین الاغ کوچک

...

به همین راحتی

عمرم را به چالش گرفته اند.

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:12 توسط مرجان| |

هرگز ،

روح بیتابم را به سایه نمی بخشم

می خواهم

تا می توانم فریاد زنم

 

تا بدانی کجای این راه نشسته ام

 

بیا ،

مرا به نام کوچکم صدا بزن

و بدان

 

هیچ زنی عشقش را

به باد نخواهد فروخت.

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 16:40 توسط مرجان| |

خدا هم نسخه ی مرا پیچید

یک مرد

دو چمدان

سی سال خاطره.

نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 10:20 توسط مرجان| |

زمین را دوست خواهم داشت

 

با تمام پستی و بلندی هایش

 

اگر

 

این چاله های اعتقاد بگذارند.

نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:38 توسط مرجان| |


Design By : Night Skin