تبليغاتX
خورشید خانوم


خورشید خانوم





















می خواهم

 قابهای خالی ام را پر کنم

از هر چه که می شود

از هر گوشه هایی که در یادم نمانده است

یا  نخواستم که بماند

 و چه اهمیت دارد که احساس من گاهی  تنهاست!

دیگر 

 قابهای شکسته را هم دوست دارم.

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 20:7 توسط مرجان| |

عمرم را کلافه کرده ای! چرا؟

چقدر باید صبر کنم

تا به بهشت و جهنم تو برسم؟

نه !

دیگر کلک های خوبی سوار نمی کنی!!!

نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 20:7 توسط مرجان| |

آخر نمی دانم

در این ویترین چه می کنی تو؟!

با این روح ناراضی

فکر بیمار

این سرنوشت به لجن مالیده..

:

به یک پول سیاه هم نمی ارزی که!!

.

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 22:3 توسط مرجان| |

ما یک انتخاب ساده ایم

 

برای یک گزینه ی ساده

 

و

 

 هر چه ساده تر باشیم

 

سخت تریم.

نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 9:51 توسط مرجان| |

باور کن

 نشنیدم

صدای رفتنت را

بس که

غر می زد

این عشق .

.

نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 17:11 توسط مرجان| |

اعتماد

یک پنجه ی کوچک است

که

له می کند

من و تو را

به راحتی.

..

نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 20:13 توسط مرجان| |


Design By : Night Skin