خورشید خانوم
می خواهم قابهای خالی ام را پر کنم از هر چه که می شود از هر گوشه هایی که در یادم نمانده است یا نخواستم که بماند و چه اهمیت دارد که احساس من گاهی تنهاست! دیگر قابهای شکسته را هم دوست دارم. عمرم را کلافه کرده ای! چرا؟ چقدر باید صبر کنم تا به بهشت و جهنم تو برسم؟ نه ! دیگر کلک های خوبی سوار نمی کنی!!! در این ویترین چه می کنی تو؟! با این روح ناراضی فکر بیمار این سرنوشت به لجن مالیده.. : به یک پول سیاه هم نمی ارزی که!! . برای یک گزینه ی ساده و هر چه ساده تر باشیم سخت تریم. نشنیدم صدای رفتنت را بس که غر می زد این عشق . . اعتماد یک پنجه ی کوچک است که له می کند من و تو را به راحتی. ..
آخر نمی دانم
ما یک انتخاب ساده ایم
باور کن
| Design By : Night Skin |


