تبليغاتX
خورشید خانوم


خورشید خانوم





















حالا

 دانستم

که چرا

اینگونه سریع به پایان رساندمت!

..

تمام وقت

یک خط در میان

می خواندم تو را.

.

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 19:40 توسط مرجان| |

قبول داری که

فقط یک نگاه زنانه

می توانست

تو را آدم کند.!

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 18:58 توسط مرجان| |

 

 

 

 

گاهی

اندوه های

 بی نهایت  ما

مضحکند نه؟

پس آسوده باش!!

که حتی

خدا هم نمی تواند

شب را از این سیاه تر کند.

.

نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 18:30 توسط مرجان| |

Image By Pic.Blogfa.Com

افکارم

نعره های

گستاخانه می زند

آنگاه

 که احساس زنانه ام را

گوشه ایی

جا می گذارم.

.

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 9:19 توسط مرجان| |

اجداد من!

کهن ترین تصاویر خویش را

به پوچ ترین

قابهای امروز

 سپردند

و رفتند.

..

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 6:58 توسط مرجان| |

نه زمین منی

نه آسمانم

بگو نازنین!

کجا سبز شوم

 که بی تو نباشم؟!

.

 

نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 20:41 توسط مرجان| |


Design By : Night Skin