خورشید خانوم
هیچ به هیچ پایان همه ی جنگهاست...و و کودکی که می توانست بزرگ شود. . خدا هم مانده از این همه شهوت مردان مذهبیش! برای همخوابگی با حوریان بهشتی جهان را به کابوس کشانده اند. . آه .. چه احمقانه به حماقت خویش پایدارم .. راستش.. دیگر خسته ام از سوگواری.. برای آنچه نمی دانم چیست !.. .. نه مرده را می شناسم نه قبر را...! .
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت
9:12 توسط مرجان| |
نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت
21:14 توسط مرجان| |
نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت
9:19 توسط مرجان| |
| Design By : Night Skin |


