خورشید خانوم
نیایش آغاز سال.. تو را ای اهورا مزدا می ستایم که آبها و گیاهان و روشنایی را آفریدی.. کل جهان و همه ی داده ها را نیک آفریدی. می ستاییم روان یلان و پهلوانان و مردان و زنان نیک اندیشی که با وجدان نیک در برابر بدی ها بر می خیزند. می ستاییم مردان و زنان نیک اندیش و جاودانه را که همواره با منش پاک زندگی می کنند و سود می رسانند. همان شود که آرزو داریم ، دیر زیویم ، درست زیویم ، شاد زیویم ، تا زیویم به کامه زیویم . گیتی مان بد به کامه تن ، مینومان باد به کامه روان ،همازور بیم ... .. تو ای کوچه ی دلخواه من ، نمی خواستم فقط از تو بگذرم.. گناه تو نیست ، می دانم ! خانه ای برای ماندنم نداشتی. . هنر ما چه بود در این نقش دایره ای متروک ؟! جزء مخمصه های رنگینی که ساختیم برای هم کدام روزنه ی روشنی ما را جواب می دهد؟! .. براستی ! این همه زمانٍ صرف شده برای تجربه های از جنس پر ابهام کمی گران نیست؟! آری ، زندگی جنگی دروغین است سیاست مرموزانه ی آفرینش.. .. باور نمی کنی؟ خودت را رها کن از تداوم ، ببین! هر گونه که می رویی محکومی. آیا تعلق ما چیزی شبیه در خاک خفتن نیست؟! .. گمان مبر ! رفته ایی و از دست دادمت .. آن قدر خواب می بینم تا که تعبیر شوی. از تابلوهای ایستی که می گذارم بی اعتنا می گذرد این عمر متخلف.!


| Design By : Night Skin |


