تبليغاتX
خورشید خانوم


خورشید خانوم





















نیایش آغاز سال..

 

تو را ای اهورا مزدا می ستایم

که آبها و گیاهان و روشنایی را آفریدی.. کل جهان و همه ی داده ها را نیک آفریدی.

می ستاییم روان یلان و پهلوانان و مردان و زنان نیک اندیشی که با وجدان نیک در برابر بدی ها بر می خیزند.

می ستاییم مردان و زنان نیک اندیش و جاودانه را که همواره با منش پاک زندگی می کنند و سود می رسانند.

همان شود که آرزو داریم ، دیر زیویم ، درست زیویم ، شاد زیویم ، تا زیویم به کامه زیویم .

گیتی مان بد به کامه تن ، مینومان باد به کامه روان ،همازور بیم ...

..

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 10:51 توسط مرجان| |

تو

 ای کوچه ی دلخواه من ،

نمی خواستم

 فقط از تو بگذرم..

گناه تو نیست  ، می دانم !

خانه ای 

 برای ماندنم  نداشتی.

.

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 4:56 توسط مرجان| |

بهار

یعنی

اعتماد

به زیستنی دوباره.

نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 5:56 توسط مرجان| |

هنر ما چه بود

در این نقش دایره ای متروک ؟!

 

جزء

مخمصه های رنگینی که ساختیم برای هم

کدام روزنه ی روشنی

ما را جواب می دهد؟!

..

 

براستی !

این همه زمانٍ صرف شده

برای تجربه های از جنس پر ابهام

کمی گران نیست؟!

 

آری ،

زندگی جنگی دروغین است

سیاست مرموزانه ی آفرینش..

 ..

باور نمی کنی؟

خودت را رها کن از تداوم ،

 

ببین!

هر گونه که می رویی محکومی.

 

آیا

تعلق ما

چیزی شبیه در خاک خفتن نیست؟!

..

 

 

نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 10:57 توسط مرجان| |

گمان مبر !

رفته ایی و از دست دادمت

..

آن قدر

 خواب می بینم

تا که تعبیر شوی.

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 4:13 توسط مرجان| |

از تابلوهای ایستی

که می گذارم

بی اعتنا می گذرد

این

عمر متخلف.!

نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 11:12 توسط مرجان| |


Design By : Night Skin